يک لحظه يک تصميم

امروز تصميم  بزرگي گرفتم! تصميمي كه به نظرم تاثيرات زيادي خواهد داشت بر من! هم بر من امروز وهم بر من آینده! 

بعد مدتها در لحظه اي تمام نفسم را حبس كردم و بعد با صداي بلند فرياد زدم : خداحافظ ! و چه احساس جسارتي و شهامتي داشتم لحظه اي كه از صميم قلب جدا شدم! و احساس كردم اين تصميم به صلاحم بود و انگار خدا هم اين طور راضيتر بود!

بعد مدتها و تلاشهای زیاد  بلاخره به موضوعي و شايد به كسي و حتي كساني خداحافظ گفتم! با وجود همه ي علاقه ام و دلبستگي ها و وابستگي هايم ! و اميدوارم كه با كمك خدا واقعاً همه چيز همين لحظه تمام شود و ديگر تا انتهايم هيچ برنگردند!

و انسان در لحظه تصميم مي گيرد و اين لحظه هاي سرنوشت ساز برايم چه زياد شده اند اين روزها!          

                                               50.gif گواراي وجودم!50.gif

 

/ 21 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد فرامرزي

من آن موجم که آرامش ندارم به آسانی سر سازش ندارم هميشه در گريز و در گذارم نمی مانم به يکجا بی قرارم سفر يعنی من و گستاخی من هميشه رفتن و هرگز نماندن هزاران ساحل و ناديده ديدن به پرسش های بی پاسخ رسيدن من از تبار دریا از نسل چشمه سارم رها تر از رهایی حصار بی حصارم ساحل حصار من نیست پایان کار من نیست همدرد و یار من نیست کسی که یار من نیست در انتظار من نیست صدای زنده بودن در خروشم به ساحل چون می یایم خموشم به هنگامی که دنیا فکر ما نیست برای مرگ هم در خانه جا نیست اگر خاموش بشینم روا نیست دل از دریا بریدن کار ما نیست من از تبار دریا از نسل چشمه سارم رها تر از رهایی حصار بی حصارم

مهتاب

شايد زندگي آن جشني نباشد که آرزويش را داشتيم.اما حالا که ناخواسته به آن دعوت شده ايم بهتر است تا مي توانيم برقصيم.

محمد فرامرزي

آخرش لینک نمی کنی؟ .دوست ات می دارم بی آن که بخواهم ات سال گشته گی ست این که به خود درپیچی ابروار بغری بی آنکه بباری؟ سال گشته گی ست این که بخواهی اش بی این که بیفشاری اش؟ سال گشته گی ست این؟ خواستن اش تمنای هر رگ بی آن که درمیان باشد خواهشی حتا؟ نهایت عاشقی ست این؟ آن وعده ی دیدار د

نيما

ey baba chera man harja pa mizaram esme elahe mikhore behem ey khodaaaaaa toro khoda bikhial sho khodaaaaaaa taajob nakon,weblogamo bebini mifahmi va hagh midi behem ke injoori faryad bezanam

عطا

سلام موفق باشی قدمات محکم ياعلی مدد

ز آ گلی

درک لحظه ها توفيقی بزرگ است که از خدا اين نعمت را برای تو گلکم آرزومندم . و بزرگتر از آن آرزو می کنم که لحظه لحظه هايت به لحظه ديدار بيانجامد . به نظرم مياد خواندن اين مصرع هم در اين لحظه خالی از لطف نباشه : امان ز لحظه غفلت که شاهدم هستی ...

عطا

گفته بودی ز چه روی محو تماشای منی وان چنان مات که يکدم مژه بر هم نزنی مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود ناز چشمان تو قدر مژه برهم زدنی