آغاز يك كار جديد!

سلام بر همگي!

خيلي وقت بود كه مي خواستم وب لاگ بزنم ، اما سرم خيلي شلوغ بود و امان از فقدان فرصت!!!!دانشجو هم كه بيكار نمي شه ! اونم يكي مثله من!!!!!

اما بالاخره در سال نو و به بهانه آغاز سال ، وب لاگ نويسي من هم آغاز شد!مباركه!

اما چرا قطع و وصل؟!

دلم مي خواست اسم وبلاگم به خودم و حالاتم بخوره و وقتي شروع كردم به گشتن برا ي يك واژه مناسب ، ديدم بارزترين ويژگي من قطع و وصل شدن هايم هست!

به نظرم قطع و وصل لازمه زندگي است! نمي شه يكي از اونها راخواست بدون تجربه ديگري!

و تا وقتي قطعي نباشه ، وصلي در كار نيست! اگر سختي نا همواري را نچشيده باشيم ، نمي تونيم بفهميم جاده هموار يعني چي؟! و تا تاريكي را تجربه نكنيم ، قدر روشنايي را نمي دونيم!

ولي توي اين دنيا كه در اون همه چيز در گذر است نه قطعي هست  كه پايدار باشه  و نه وصلي! هردوتاشون مي آيند و جاي خودشون را به همديگه مي دن!

و من فكر مي كنم كه بايد تمام اين قطع و وصل شدنها را بپذيرم تا 

                                                          وصال نهايي...

   كه ديگه اونجا هچ قطعي نيست و  وصل مطلق حاكمه!!!!

/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نيکو

الهه ی نازنين ! سلام . دل ِ منم برات کلی تنگ شده . بس که کم می بينيمت . منم که نيستم و می ميرم هی . در مورد نوشته ها هم لطف همیشگی تو اِ . ممنونم . خوب،تو و نگاهت هستی الهه جان . ببینیمت خانوم روانشناس ها ! با این نام بلاگت که آدمو به فکر می بره دوست دارم بخونمت . می بوسمت عزیزم .

صحرا

به به يک هم رشته ای.ممنون از توجه ات الهه عزيز . سوال خوبی کردی. البته که روايت درمانی کاربرد هم داره . روايت درمانی يک رويکرد جديد درمانی هست که ابتدا در حوزه خانواده درمانی و در استراليا بکار گرفته شد يا بهتره بگم کشف شد . چندتا پايان نامه در اين حوزه تاکنون کار شده که ۲ ۳ تاش در دانشگاه علامه هست . روايت درمانی يک درمان اثرگذار است و جالب اينه که رويکردهای ديگه مثل شناخت درمانی و روان تحليل گری را هم در بر ميگيره . در اين رويکرد مراجع و درمانگر نداريم بلکه مراجع و درمانگر در رويکردهای قديمی تبديل به ويراستار زندگی نامه شخصی در این رویکرد جدید می شوند . و در اين رويکرد فرض بر اينه که فرد مشکل نيست بلکه مشکل مشکله . اگه سوال ديگه ای هم بود در خدمتم . در ضمن اين رويکرد درمانی يک درمان فرهنگی است پس مزيت بيشتري بر رويكردهاي نامتناسب با فرهنگ يا وارداتي دارد. خوشحال ميشم با هم همكاري داشته باشيم . مطمئنم هردومون از اين همكاري استفاده خواهيم كرد .

صحرا

راستی تفسیر جالبی برای اسم وبلاگت نوشتی . می دونستی همين اسم وبلاگ تو هم يه جور هسته برای داستان زندگیه . يعنی يه استعاره توپه که می تونيم اون رو بسطش بديم و تبديلش کنيم به داستان زندگی تو .جالبه

مرضيه

ما زنده به آنيم که آرام نگيريم موجيم که آسودگی ما عدم ماست می دونم؛موفق می شی مثل همين الان

محمدفرامرزی

آموخته ام كه: عشق مركب حركت است نه مقصد حركت نه زمان . . آموخته ام كه: اين عشق است كه زخمها را شفا مي دهد. آموخته ام كه : بهترين كلاس درس دنيا كلاسي است كه زير پاي خلاق ترين فرد‌‌( خالق يكتا) است. سلام با تبادل لینک مواققین؟

علی

سلام وبلاگ نو مبارک و همچنين سال نو ... موفق باشيد و اگه کمک خواستيد فقط يکی از پرهای سيمرغ را آتش بزن ... به اميد ديدار

محمدفرامرزی

آن روز ما کجاییم؟ کهکشان ها در حرکت, منظومه ها در جست و جو, ستاره ها در پویش, سیاره ها در تکاپو, و جهان در حال شدن, به هر چه می نگری, رو

jamkaran

سلام امیدوارم خوب باشی الهه جان کارت رو با سال نو شروع کردی ایشالله تا آخرش همیشه نو و تازه بمونه خدا کمکت می کنه من مطمئنم موفق باشی آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم ما آمده بودیم که تا مرز رسیدن همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیریم تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم شاید که خدا خواسته دلتنگ بمیریم

محمدفرامرزی

خواب ان نرگس فتان تو بی چیزی نیست تاب ان زلف پریشان تو بی چیزی نیست از لبت شیر روان بود که من می گفتم این شکر گرد نمکدان تو بی چیزی نیست جان درازی تو بادا که یقین می دانم در کمان ناوک مژگان تو بی چیزی نیست مبتلایی به غم و محنت ایام فراق ای دل این ناله و افغان تو بی چیزی نیست دوش باد از سر کویش به گلستان بگذشت ای گل این چاک گریبان تو بی چیزی نیست چشمه اب حیات است دهانت اما بر لبش چاه زنخدان تو بی چیزی نیست درد عشق ار چه دل از خلق نهان می دارد حافظ این دیده گریان تو بی چیزی نیست سلام دوست عزیزم باید عوض بشه برای اینکه می خوام باها تون مناظره کنم موافقید؟ اجازه می دین لینک تون کنم؟

عطا

هرچندشايد يه کم دير باشه اما........دست مريضاد .....ای ول!!!!!!! ياعلی مدد