يک روز بعد از چند روز!

امروز بعد از مدتها به دانشگاه رفتم و اين مدت چيزي نزديك يك ماهه!!!!!!13.gif

خوب بود، خيلي خوب! با و جود  سادگیش و بعد از كلي بخور و بخواب  ۱۵ ساعت بيرون از خونه بودن و اشتغال به تحصيل (!!!!!!!!!!)اصلاً خسته كننده نبود!

اكثراً با تيپهاي جديد ، با لباسهاي نوشون اومده بودند!  البته بيشتر آقايون! علتش روهم  نمي دونم!!!!!07.gif

و بچه ها ؛ كلي اتفاق هاي تازه افتاده بود در اين مدت! بعضي ها عروس شدند ، بعضي ها در شرف عروس شدن! و نمي دونيد چه قدر هيجان داره وقتي بفهمي در حالي كه تا سه هفته پيش خبري نبوده آخر همين هفته عقد يكي از دوستاته !!! 04.gif04.gif

دكتر حسن پور هم كه چه مهربون بود امروز و به خصوص بعد كلاس! خيلي قشنگه كه استادهاي خوب و قوي به جاي اين كه خودشون رو بگيرند و از دانشجو دور بشن بيان يه ارتباط صميمي با بچه ها ايجاد كنن و انگار او هم امروز چنين صميمي شده بود! و هر چه بود حس قشنگي بود!

و يك ساعتي با الهام و فيروزه توي محوطه نشستیم كه فاطمه هم بهمان پيوست. تازه داريم مي فهميم كه اين محوطه هاي نه چندان زياد چه قدر آرامش بخشند!

  و عجب گرمايي بود! و نمي دونم ما چه طور تونستيم  توي اون گرما روي چمن ها بشينيم و بي خيال عالم واسه خودمون حرف بزنيم؟!؟! و بيشتر از همه چيز من واقعاً سر در نميارم چه جوري به فكر احداث كننده هاي دانشگاه رسيده كه محل دانشگاه رو بيارند وسط بيابون!!!!!!!!!!!!45.gif زمستون هاي پر سوز و لرز ، و بعد ، اين گرماهاي غريب! البته حالا كه تازه اول بهاره ! خدا به داد كمي بعدترمان برسد كه ذوب خواهيم شد!!!! 20.gif20.gifاما .... عيب نداره! با همه  چيزش ، دانشگام رو دوست دارم!( علامت تعجب مي گذارم چون موضوع عجيبيست و البته هنوز به يقين نرسيدم) انگار بهش عادت كردم و شايد كمي هم تعصب ! و انگار هممون این طور شديم! آدمه ديگه....زود عادت مي كنه!

 و من ....

 فعلا...

 درگير دو موضوع.....

 الهام و موقعيتش.... و دندان دردم كه داره بيچارم ميكنه !

 البته اين دو موضوع  هيچ ربطي به هم ندارن ولي براي هر دو دنبال راه حلم! و به نظرم  راه حل هر دو صبر است و گذر زمان!!!!!!!!

/ 8 نظر / 5 بازدید
سحر

سلام خانوم می بينم که خوش گذشته ما هم امروز اولين روز بهد از عيد بود که رفتيم و .... يه اتفاق هيجان انگيز افتاد ..... البته بيشتر برای دوستم خب موفق باشی

محمد فرامرزي

یک رویا یه روز از همین روزا روی شب پا می ذارم توی قاب لحظه ها عکس فردا میذارم تا که خوب خوب بشه زخمهای دلواپسی عشق رو مرهم می کنم ، روی دلها میذارم تو وجود آدما حس آشنایی هست مثل حس من و تو اسمش رو (ما) می ذارم من مسافر و غریب ، اما لبریز یقین می دونم تو راه عشق ، همه رو جا میذارم. الف. دریانورد

محمدعلي(ايران اسلام)

سلام ممنونم از حضورتون. رفتيد که مطلب رو بخونيد و برگرديد اما ديگه خبری ازتون نشد. اما دانشگاه شما... خوب خوشحالم که با محيطش انس گرفتيد... من که اون زمان هر کاری کردم نتونستم اونجا زياد بمونم. يا علی

فرامرز

سلام وبلاگ خيلی خوبی داری تبريک ميگم دوست داشتی پيش ما هم بيا

امير

سلام خوبي ؟ چند وقتي نتونستم به وبلاگت بيام ولي الان كه اومدم خيلي خوشحال شدم آپت خيلي قشنگ بود وبلاگت هم زیباست من آپ كردم خوشحال ميشم با حظورت كلبم رو نوراني كني **************************** اگه دارم ميرم بدون دست خودم نيست از چشم كه بيفتي ، از دل ديگه سخت نيست . . . ------------------------------------------ شاگردی از استادش پرسيد : " عشق چست ؟ " . . . ------------------------------------------ نرو... تو هم مثل من نمیتونی دووم بیاری نرو . . . ------------------------------------------ گفتم که رفتنت یه روز ، قاب دلم رو میشکنه . . . ------------------------------------------ ای به داد من رسیده تو روزای خود شکستن . . . ------------------------------------------ از عذاب رفتن تو ميسوزم تو اوج غربت . . . ------------------------------------------ به تو گفتم قبل رفتنت اگه نباشی یک روز . . . **************************** منتظر قدوم پر بركتت هستم

ماندا

خوب است که راهش را هم می دانی .... اين خوب است ! مصاحبه ات را هم در پيام خواندم ... همه چيز قطع و وصل است در نظرت من اما همه چيز در نظرم يکی است مي دانی ؟ يک چيز آنهم ...خودمی که خالقم خودمی که جهانم خودمی که توام و همه ی اناهايی که ميشناسم و نمی شناسم وحدت در عين کثرت مرا ميبينی ؟

محمد علي

سلام حرفتان ساده و بی رياست. به منم سر بزن

محمد علي

سلام ممنونم به وبم اومدی برازجان در استان بوشهره. بازم بيا